دیروز دوشنبه هفتم اسفند ماه 96
همسر, مهربونم بعد ۲۲ روز از پیشم رفت.۲۲ روزی که تا ابد جاودانه شد. الان که
دارم, اینو مینویسم از محل کارم دارم واحدیو که توش ساکن بودیم نگاه میکنم... باورم نمیشه تمام لحظات زیبا و به یادماندنی زیر این سقف تموم شد و به خاطره پیوست... همسر مهربونم امیدوارم تا ابد، همه این روزهای خوش بازم تکرار تکرار و تکرار شه... این تکرار قشنگ ترین روتین زندگی ماست... مست از بودن توام... دارم بهت لبخند میزنم و تو برام از پشت پنجره دست تکون میدی و ازم عکس میگیری... آخ که چه زود میگذره...آخ که چه دلتنگتم دلارامم...
یه نکته اضافه کنم برای دوستانی که سوال میپرسن و اشتباه برداشت شده، من دانشجوم و تهرانم و همسرم اومده بود تهران بهم سر بزنه و شمال و تهران گردی داشتیم و بعد از ۲۲ روز همسرم برگشت شهرمون... ما دوتا یک روحیم در دو بدن و تا ابد در قلب همیم...
سرگذشت ما دو عاشق...
ما را در سایت سرگذشت ما دو عاشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: دوشنبه 19 آذر 1397 ساعت: 17:39