
امروز 11 آبان 98. واسه ده روزی از عشقم، نفسم، آرمانم دورم. الان ساعت یازده شبه و من اندازه همه دنیا دلتنگشم. خیلی دوریش برام سخته. خدایا چجوری تحمل کنم.الان دلوینم داره تو شکمم تکون میخوره فک کنم اونم دلتنگ بابا جونشه. خدایا این ده روز زودتر بگذره و زودتر ببینمش چون تحمل دوریشو ندارم. همه زندگیم شدی آرمانم...
ادامه مطلب
دردت به قلبم همسرماین یک هفته به سختی گذشت انگار تو برزخ بودم.الن خانه خاله میترا هستی و امروز بیشترین زمانی بود که ازت اطللع نداشتم.سمیرا دلم .......
ادامه مطلب
سمیرا جونم همسرم امیدم من الن خانه ذاذاش هستم تو هم با ارزو میدان انقلاب احساسمو میخوام بهت دارم بنویسم ولی میبینم خیلی سخت و نشدنیه من خیلی اذیتت کردم و هیچ وقت خوشحالت نکردم از شرمندگی دارم اب میشم لحظات و روزهای سختیه گاهی.... هیچی بی خیال...
ادامه مطلب